ناصر الدين شاه قاجار
49
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
روز [ يكشنبه ] 14 شوال : بايد رفت به شهر قم . ديشب بىخوابى سرم زد ، نصف شب باد مغربى برخاست ، بسياربسيار شديد طوفان كرد . ابر شد ، باران آمد ، برف آمد ، بعد هوا صاف شد اما باد شديد شد . جميع تجيرها افتاد ، چادرهاى اندرون مردم همه خراب شد ، الى صبح خوابم نبرد و بسيار سرد شد . صبح با كسالت هرچه تمامتر از خواب برخاستم ، مردانه رفتيم حمام بطور لخت ، هر كس احوالات ديشب خود را تعريف مىكرد چادر پسر على رضا خان و غيره خراب شده بود ، رخت پوشيده سوار شدم . هيچكس نبود ، رفتم دم پل و كاروانسرا ، عبور از پل نمىشد . بنه و شتر و غيره گرفته بود ، هاىهاى غريبى بود . از زور باد و سرما نشد روى اسب ايستاد ، پياده شده رفتم به كالسكه ، قدرى نشستم ، راه باز شد . سوار شده رفتم ، از پل گذشته دو سه چشمه پل خراب شده است ، بايد ساخته شود . بعد سوار كالسكه شده رانديم باد بسيار شديدى مىآمد ، مردم هيچ حالتى نداشتند ، اگر منزل شهر قم نبود همهء مردم مىمردند . سه فرسنگى كه رفتيم دست چپ به ناهار افتاديم ، بسيار سرد بود ، حكيم آمد ، قدرى روزنامه خواند ، جقه 55 سردارى الماس استعمال شد ، اما بسيار بىمزه ، در اين سرما . به كالسكه نشسته رانديم ، از شاطر آينه خواستيم ، مدتى طول كشيد . بعد ديدم آئى آمد ، دم كالسكه گفتم آئى ، نهوار ، 56 گفت شاطر آمد خواست ، معلوم شد شاطر عوض آينه آئى را آورده است . خلاصه راه امروز 4 فرسنگ مىشد ، سر راه چند قلعه و آبادى و قهوهخانهء منحوس ميرزاى البرز كرده است . به خاك فرج 57 رسيديم ، حرم آنجا بودند ، آقا موچول با شاهزادههاى قمى و غيره و غيره به استقبال مىآمد ، معرفى مىكرد ، ميرزا سيد يوسف گيلانى يعنى تفرشى نايب الحكومه است ، جلو آمد . اميرآخور با حاجى ملا صادق مجتهد و غيره آمد ، استقبالچى زيادى بود ، اما از باد و سرماى شديد ممكن نبود سوار شوم . نزديك شهر سوار شدم ، از رودخانه گذشته خيلى آب داشت ، از دريچه به عمارت از